بیماری های عصبی



بیماری آلزایمر
زوال شناختی در افراد مبتلا به بیماری آلزایمر (AD) با وجود پلاکهای آمیلوئید و تجمعات غیرطبیعی پروتئینساز Tau مرتبط است. احتمال اینکه عدم تعادل مس در شروع AD دخیل باشد در دست بررسی است. متاآنالیز اخیر مطالعات مورد شاهدی، غلظت خونی بالاتر مس را در بیماران مبتلا به AD (N{4}}،929) در مقایسه با افراد سالم (N=3،547)، از مجموع 46 مورد توصیف کرد. مطالعات بررسی شده (140). همچنین، مس سرم «رایگان» (یعنی به CP متصل نمیشود) در بیماران مبتلا به AD (N{10}}،595) نسبت به افراد سالم (N{12}}،399) بالاتر بود که نشاندهنده 18 مطالعه کل است. . این مشاهدات در بررسی اخیر دیگری از مطالعات منتشر شده تأیید شد (141). یک متاآنالیز اضافی از 12 مطالعه مورد-شاهدی نشان داد که بیماران مبتلا به AD غلظت مس کمتری در مناطق مختلف مغز در مقایسه با افراد سالم داشتند (142)، که نمونهای بیشتر از اختلال در هموستاز مس در بیماری آلزایمر است.
در میان بسیاری از فرضیههایی که از نقش مس در شروع یا پیشرفت AD حمایت میکنند، شامل دخالت مس در تشکیل پلاکهای پیری از طریق متالاسیون پپتیدهای آمیلوئیدی است که احتمالاً منجر به کاهش روی، افزایش استرس اکسیداتیو و آسیب مغزی میشود ({1}} ). تحقیقات اخیر همچنین پلی مورفیسم هایی را در این منطقه شناسایی کرده استATP7Bژنی که ممکن است با خطر ایجاد عدم تعادل مس و AD مرتبط باشد (140، 142). ATP7B یک ATPase انتقال دهنده مس است که در کبد و مغز بیان می شود. اختلال در عملکرد ATP7B باعث بیماری ویلسون می شود که با افزایش سطح مس آزاد در خون و تجمع مس در کبد و مغز مشخص می شود.
تحقیقات بیشتری برای تعیین اینکه آیا تنوع ژنتیکی میتواند بر حساسیت فردی به قرار گرفتن در معرض محیطی سطوح بالای مس تأثیر بگذارد، مورد نیاز است. مس تجویز شده در آب آشامیدنی با توسعه ویژگی های پاتولوژیک پیشرفته در مدل های حیوانی AD همراه بود (146، 147). یک مطالعه در یک مدل خرگوش گزارش داد که ترکیب یک رژیم غذایی با کلسترول بالا و مس ({3}}.12 میلی گرم در لیتر در آب آشامیدنی) باعث اختلال در شناخت می شود (146). یک مطالعه کوهورت آیندهنگر روی 3718 شرکتکننده سالمند در پروژه سلامت و پیری شیکاگو، که به مدت 5.5 سال پیگیری شد، تأثیر مصرف چربی و مس را با استفاده از پرسشنامههای بسامد غذا بر عملکرد شناختی ارزیابی کرد. برای افراد با مصرف زیاد اشباع وترانسچربی، کاهش شناختی برای کسانی که در بالاترین پنجک کل مصرف مس در مقایسه با کمترین پنجک (متوسط مصرف 2.75 در مقابل 0.88 میلی گرم مس در روز) بیشتر بود (148).
اگرچه متابولیسم ناکارآمد مس به عنوان یک عامل خطر برای AD پیشنهاد می شود، اما همچنین می تواند نشانه بیماری باشد، نه مسبب. علاوه بر این، هنوز مشخص نیست که آیا مکمل یا محدودیت مس می تواند پیشرفت AD را به تاخیر بیندازد یا خیر. یک کارآزمایی کوچک، دوسوکور و کنترلشده با دارونما روی 68 فرد مبتلا به AD خفیف نشان داد که مصرف مکمل 8 میلیگرم در روز مس به مدت یک سال، کاهش پپتید آمیلوئید A42 در مایع مغزی نخاعی را به تاخیر انداخت. کاهش A 42 با زوال شناختی مرتبط است (149). با این حال، این تاخیر با بهبود عملکرد شناختی مرتبط نبود (150). در رابطه با استفاده از مکمل روی برای جلوگیری از جذب مس در بیماری ویلسون، تجویز استات روی آهسته رهش (150 میلی گرم در روز به مدت شش ماه) در یک مطالعه تصادفی کنترل شده با دارونما بر روی 60 بیمار مبتلا به AD خفیف تا متوسط منجر به کاهش مس «آزاد» سرم و تثبیت نقایص شناختی (143). با این حال، نقش خاصی برای مس در این نتایج قابل توجه تعیین نشد. به طور خلاصه، مطالعات انسانی بیشتری برای روشن شدن نقش مس در پیشگیری، توسعه و پیشرفت AD مورد نیاز است.







