مطالعات مداخله ای



مطالعات کوچک در بزرگسالان محروم از مس رژیم غذایی، تغییرات نامطلوب در کلسترول خون، از جمله افزایش غلظت کلسترول تام و LDL و کاهش غلظت کلسترول HDL را ثبت کردند (107)، اما این نتایج در مطالعات دیگر تأیید نشد (108). به عنوان مثال، در یک مطالعه اخیر، مکمل مس 2 تا 3 میلی گرم در روز به مدت 4 تا 8 هفته منجر به تغییرات بالینی قابل توجهی در سطح کلسترول خون نشد (81، 109، 110). علاوه بر این، 8 میلی گرم مس در روز به مدت شش ماه تأثیری بر سطح کلسترول خون نداشت (111). با این حال، تفسیر این نتایج چالش برانگیز است زیرا وضعیت مس شرکت کنندگان احتمالاً به خوبی تعریف نشده است. تحقیقات اضافی نتوانستند افزایش مصرف مس را با افزایش استرس اکسیداتیو مرتبط کنند. در یک کارآزمایی بالینی چند مرکزی و کنترل شده با دارونما، مکمل مس 3 یا 6 میلی گرم در روز به مدت شش هفته منجر به افزایش حساسیت LDL به اکسیداسیون توسط مس نشد (112). علاوه بر این، مکمل با 3 یا 6 میلی گرم در روز مس باعث افزایش آسیب اکسیداتیو به گلبول های قرمز خون نشد (113). در مجموع، این مطالعات نشان داد که مصرف مس چندین برابر بالاتر از RDA، استرس اکسیداتیو را افزایش نمی دهد، حداقل همانطور که توسط این سنجش ها در این جمعیت ها اندازه گیری می شود.
خلاصه: مس و بیماری های قلبی عروقی
اگرچه مس و CP آزاد می توانند اکسیداسیون LDL را در آزمایشگاه افزایش دهند، اما شواهد کمی وجود دارد که مس در رژیم غذایی بالا استرس اکسیداتیو را در بدن انسان افزایش می دهد. همانطور که در بالا ذکر شد، افزایش سطح مس سرم با افزایش خطر CVD مرتبط است، اما اهمیت این یافته ها به دلیل ارتباط پیچیده بین مس سرم، CP و واسطه های التهابی نامشخص است. بنابراین روشن شدن روابط مصرف مس، وضعیت تغذیه مس، سطوح CP و خطر CVD به تحقیقات بیشتری نیاز دارد.
عملکرد سیستم ایمنی
مس چندین نقش مهم را در توسعه و حفظ عملکرد سیستم ایمنی ایفا می کند، از جمله ایمنی ذاتی و تطبیقی (در 114 بررسی شده است). نوتروپنی نشانه بالینی کمبود مس در انسان است. اثرات نامطلوب مس ناکافی بر عملکرد سیستم ایمنی بدن در نوزادان بارزتر ظاهر می شود. به عنوان مثال، نوزادان مبتلا به بیماری منکس، یک اختلال ژنتیکی کمبود مس، از عفونت های مکرر و شدید رنج می برند (115، 116). علاوه بر این، در مطالعهای روی 11 نوزاد مبتلا به سوءتغذیه با شواهد کمبود مس، توانایی گلبولهای سفید خون در جذب پاتوژنها پس از یک ماه مصرف مکمل مس به طور قابلتوجهی افزایش یافت (117). علاوه بر این، 11 مرد تحت رژیم غذایی کم مس (66.66 میلیگرم در روز مس به مدت 24 روز و 0}.38 میلیگرم در روز برای 40 روز دیگر) اختلال در پاسخ تکثیر مونوسیتی را نشان دادند.ex vivoسنجش چالش ایمنی (118). مطالعات مکانیکی همچنین از نقش مس در پاسخ ایمنی ذاتی به عفونتهای باکتریایی و ویروسی حمایت میکنند (در 119، 120 بررسی شده است). بنابراین کمبود شدید مس اثرات نامطلوبی بر عملکرد سیستم ایمنی دارد. با این حال، اینکه آیا کمبود مس حاشیه ای ایمنی را در انسان مختل می کند، ثابت نشده است.
پوکی استخوان
کاهش تدریجی تراکم معدنی استخوان (BMD) معمولاً در افراد مسن مشاهده می شود که اغلب منجر به ایجاد استئوپنی (پیش از پوکی استخوان) و پوکی استخوان می شود. زنان بیشتر از مردان تحت تأثیر پوکی استخوان قرار می گیرند (به عنوان مثال، نسبت شیوع در سفیدپوستان غیر اسپانیایی 5:1 است) (121)، عمدتاً به دلیل کاهش تولید استروژن پس از یائسگی، که برای حفظ قدرت عضلانی ضروری است. استخوان و بافت همبند (122). پوکی استخوان با افزایش خطر افتادن، شکستگی استخوان و مرگ و میر در افراد بالای 65 سال همراه است (123).
پوکی استخوان در نوزادان مبتلا به کمبود شدید مس گزارش شده است (124، 125)، اما اینکه چگونه کاهش مس بر سلامت استخوان و بافت همبند در بزرگسالان تأثیر می گذارد، مطمئن نیست. یک تحقیق اخیر، تحلیل (تجزیه) استخوان را در 11 مرد بالغ سالم که مس حاشیه ای را به مدت شش هفته (7.7 میلی گرم در روز 0) مصرف می کردند، ثبت کرد (126). همچنین، مکمل 3 تا 6 میلی گرم در روز مس به مدت شش هفته هیچ تأثیری بر نشانگرهای بیوشیمیایی تحلیل استخوان یا تشکیل استخوان در دو مطالعه روی مردان و زنان بالغ سالم نداشت (127، 128). اثر کمبود مس بر یکپارچگی استخوان محتمل به نظر می رسد، زیرا یک آنزیم وابسته به مس، لیزیل اکسیداز (LOX)، برای بلوغ (پیوند متقابل) کلاژن، یک عنصر کلیدی در ماتریکس آلی استخوان مورد نیاز است. در افراد با مصرف حاشیه ای مس و جذب کم کارآمد مس، مانند افراد مسن، قابل قبول به نظر می رسد که فعالیت LOX کاهش یافته است و احتمالاً خطر اثرات استخوان و بافت همبند را افزایش می دهد.
مطالعات مشاهده ای
در مجموع، تحقیقاتی که نقش وضعیت تغذیه ای مس را در پوکی استخوان مرتبط با سن بررسی می کند، محدود است. یک مطالعه اولیه نشان داد که سطح مس سرم در 46 بیمار مسن با شکستگی لگن به طور قابل توجهی کمتر از سطح مس سرم در گروه کنترل هم سن بود (129). با این حال، مطالعه دیگری هیچ تفاوتی در سطح مس سرم در بین زنان یائسه با تراکم استخوان طبیعی (N=40)، استئوپنی (N=40) یا پوکی استخوان (N=40) پیدا نکرد (130) . یک مطالعه مقطعی نشان داد که غلظت مس خون در زنان یائسه مبتلا به استئوپنی (N{9}}) و پوکی استخوان (N{10}}) کمتر از محدوده مرجع طبیعی است (131). در مطالعه مقطعی دیگری بر روی 728 زن یائسه، که 491 نفر از آنها پوکی استخوان را تایید کرده بودند، غلظت کمتر مس سرم با پوکی استخوان در زنان جوان تر (سن 40-59 سال) مرتبط بود، اما نه در زنان مسن (سن {{16}) } سال) (132). علاوه بر این، در یک نظرسنجی ملی در ایالات متحده، شامل 8224 بزرگسال (جمع آوری داده ها از NHANES 2007-2010، 2013-2014، و 2017-2018)، مصرف روزانه مس بالاتر (از رژیم غذایی و مکمل ها) مرتبط بود. با BMD بالاتر در فمور و ستون فقرات کمری و خطر کمتر پوکی استخوان (133).
مطالعات مداخله ای
مطالعات محدودی در مورد مکمل مس و پیامدهای سلامت استخوان انجام شده است. یک مطالعه کوچک در زنان یائسه که روزانه 1 میلی گرم مس رژیم غذایی مصرف می کردند، کاهش از دست دادن BMD از ستون فقرات کمری را پس از مصرف مکمل مس 3 میلی گرم در روز به مدت دو سال گزارش کرد (134). علاوه بر این، یک کارآزمایی دو ساله، دوسوکور و کنترل شده با دارونما روی 59 زن یائسه نشان داد که مصرف روزانه کلسیم مکمل به همراه مواد معدنی کمیاب، از جمله 2.5 میلی گرم مس، منجر به حفظ تراکم استخوان ستون فقرات می شود. کلسیم مکمل یا مواد معدنی کمیاب به تنهایی در جلوگیری از کاهش تراکم استخوان موثر نبودند (135). یک مطالعه تصادفیشده، دوسوکور و کنترلشده با دارونما روی 224 زن سالم و یائسه در سنین 51 تا 80 سال، دریافت مکمل روزانه با ۶۰۰ میلیگرم کلسیم، ۲ میلیگرم مس و ۱۲ میلیگرم روی برای دو سال کاهش BMD کل بدن در مقایسه با کلسیم مکمل به تنهایی. کارآزمایی دیگر نشان داد که BMD در افراد با مصرف مس در رژیم غذایی کمتر از RDA (0.9 میلی گرم در روز) کاهش یافت، اما مکمل مس از کاهش تدریجی BMD و همچنین رژیم کلسیم به تنهایی جلوگیری نکرد (136). در نهایت، چندین مطالعه نشان داده اند که از دست دادن دندان ممکن است با نقص در حفظ تراکم استخوان مرتبط باشد (137، 138). در مقایسه با 20 فرد سالم همسان، 50 بیمار (میانگین سنی، 5/47 سال) با BMD ستون فقرات پایین و سایش پیشرفته دندان، محتوای مس کمتری در مینای دندان داشتند. با این حال، با وجود شواهد دمینرالیزاسیون استخوان، سطح مس سرم در این جمعیت مشابه گروه سالم بود (139). در مجموع، تحقیقات بیشتری برای نتیجهگیری معنادار در مورد اثرات کاهش حاشیهای مس و مکمل مس بر متابولیسم استخوان و خطر ابتلا به پوکی استخوان مرتبط با سن مورد نیاز است.







